معنی شاخک
7 بازدید
[ خَ ] (اِمصغر) شاخ خرد. شاخچه. شعبه. || اکلیل الملک را گویند. (شعوری) (آنندراج). دارویی که ناخنک و بتازی اکلیل الملک گویند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شاخک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خک» برای سرودن شعر