معنی شاجب
5 بازدید
[ جِ ] (ع ص) اندوهگین. || هلاک شونده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): در بقای او عوض از هر شاجب و خلف از هر غازب و عازب است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۴۶۰). || مرد زیاد فسوس کننده و پرگوی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کلاغ سخت آواز. (مهذب الاسماء). زاغ سخت بانگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جِ ] (اِخ) وادیی است به عرمة، و شاحب نیز روایت شده است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شاجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر