معنی شاتو
8 بازدید
(ترکی، اِ) زینه و پلهٔ نردبان. (ناظم الاطباء). || نردبان. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام) (غیاث). و به تازی سلم خوانند. (آنندراج): کجا بر کنگر قصرش کمندافکن توان گشتن کجا بر بام گردون میتوان بنهاد شاتو را. نصیرالدین بدخشانی (از فرهنگ نظام). کمند زلف تو را دست میزند عاشق که آشنا نبود بام وصل شاتو را. نصیرالدین بدخشائی (از فرهنگ نظام و آنندراج).[ تُ ] (اِخ) (لو) مرکز کمون شارانت -ماریتیم ، در جزیرهٔ اولرون جزو آروندیسمان روش فور؛ دارای ۲۹۰۰ نفر جمعیت، بندر کوچکی است در ساحل اقیانوس اطلس.(اِخ) کمون سن -اِ -اواز جزو آروندیسمان ورسای ، واقع در کنار رود سن؛ دارای ۱۵۳۰۰ نفر جمعیت است.
کلمات همقافیه با «شاتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر