معنی شاة

معنی شاة

8 بازدید
(ع اِ) گوسپند نر و ماده. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). ج، شاه، شیاه، شِواه، اشاوِه، شَویْ، شیه، و شیِّه و این سه قسم اخیر اسم جمعند. (اقرب الموارد). || و اصل شاة، شاهة است چه تصغیر آن شُوَیهَة و جمع شیاة آمده است. هاء برای تخفیف حذف گردیده و اصل شاهة نیز شَوهَة است، الف بدل از واو آمده. در ادنی عدد جمع گویند: ثلاث شاة تا ده و چون از ده تجاوز کرد بتاء آورند و گویند: احدی عشرة شاة و چون کثیر اراده کنند گویند: هذه شاة کثیرة. (منتهی الارب). و گویند «فلان کثیر الشاة» و آن در معنای جمع است چه «ال» برای جنس است و نسبت به شاة را شاویّ آورند چنانکه نسبت به سماء را سماوی. (از اقرب الموارد). - آذان الشاة؛ گیاهی است که آن را لصیقی نامند. (منتهی الارب). - شاة اذراء؛ گوسپندی که گوش وی سیاه و سپید بود و تن سیاه. (مهذب الاسماء). - شاة ثولاء؛ گوسپندی دیوانه. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). - شاة جماء؛ گوسپندی بی سرو. (مهذب الاسماء). گوسفند بی شاخ. (منتهی الارب). - شاة خوصاء؛ گوسپند که یک چشم وی سیاه باشد و دیگر سپید. (منتهی الارب). در نسخهٔ خطی مهذب الاسماء کتابخانهٔ مولف شاة خوصاء، گوسپندی یک چشم سبز و دیگر سیاه. ج، خوص. و در نسخهٔ دوم خطی کتابخانهٔ مؤلف: شاة خوضاء و در نسخهٔ سوم شاة خورات، گوسفندی یک چشم سیاه و دیگر چشم سبز ذکر شده است و این اخیر ظاهراً بر اساسی نیست. - شاة رأساء؛ گوسپند سرسیاه و تن سفید. (مهذب الاسماء). - شاة رُبّی؛ گوسفندی که نوزاده بود. ج، رُباب. (مهذب الاسماء). و در نسخهٔ خطی دیگری از مهذب الاسماء «زبی» آمده که مبنای درستی ندارد. - شاة رثماء؛ گوسفندی سر بینی سیاه. (مهذب الاسماء). - شاة رخماء؛ گوسپند سپیدسر سیاه بدن. (منتهی الارب). گوسفند سرسپید و تن سیاه. (مهذب الاسماء). - شاة مجرة؛ گوسپند لاغر. (منتهی الارب). || گاو نر دشتی. (مهذب الاسماء). گاو وحشی نر ماده. || غوچ. || بز. || غزال و آهو. || گاو. || شترمرغ. || گورخر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زن. (منتهی الارب). کنایه از زن است مانند: «یا شاة ماقنص لمن حلت له». (از اقرب الموارد). || نام چند ستارهٔ کوچک. (ناظم الاطباء). جمع تمام معانی بالا شاء که اصل آن شاهَ است. (منتهی الارب). و شیاة. شَویّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). شِواه. اَشاوِه. شَیِّه شَیِّه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شَیه. (منتهی الارب).
(ع اِ) الـ ... وسیله ای که بدان از نخل خرما بالا روند. (از ذیل اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «شاة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید