معنی شابرقان
6 بازدید
[ بُ ] (معرب، اِ) معرب شاپورگان. فولاد ذکر. اسطام. (دزی ج ۱ ص ۷۱۴) حدید الصلب. پولاد معدنی. پولاد طبیعی. ابوریحان بیرونی در الجماهر فی معرفة الجواهر می نویسد: معدن آهن دو قسم است. یکی نرم که به نرماهن موسوم است و آن را آهن ماده (انثی) لقب نهاده اند و دیگر سخت که به شابرقان موسوم است و بخاطر صرامت و تیزی آن را به آهن نر (ذکر) ملقب ساخته اند. و آن اندکی خمیدگی می پذیرد و قابل آب دادن است. و شمشیرهای رومیان و مردم روس و صقالبه از جنس شابرقان است. (ص ۲۴۸). و از گروهی شنیدم که می گفتند روسها و صقلابیها شابرقان را به قطعات کوچک در می آورند و در آرد خمیر می کنند و بخورد بطان می دهند و سپس آن را از مدفوعات آنها جدا میسازند و این کار را چندین بار تکرار می کنند و سپس از تفتهٔ آن شمشیر میسازند. و رجوع به شابرن، شابوران، شابوراک. شابورق، شابورقان، شابورن، شابورگان، شاپورگان شود. و دُزی ذیل کلمهٔ شابرقان بنقل از نسخهٔ خطی ملخص ابن البیطار مینویسد که دو نوع آهن وجود دارد یکی سخت (شدید) که آن را به فارسی شابورقان و به عربی ذَکَر یا اِسطام نامند دیگری نرم (رخو) که آن را به فارسی نرماهن و به عربی اُنثی خوانند و در ابن البیطار نوع سومی نیز ذکر شده است که همان فولاد باشد و ابن بیطار شابرقان را فولاد طبیعی شمرده [ و این تعبیری نادرست است زیرا فولاد بصورت طبیعی وجود ندارد ] . (دزی ج ۱ ص ۷۱۴ و ۷۱۵). || در عراق نام پیمانه ای است که آن را المختوم الجماحی و قفیز نیز نامند. (بلاذری) (دُزی ج ۱ ص ۷۱۵).[ بُ ] (اِخ) نام کتابی است از مانی. (ابن الندیم). رجوع به شاپورگان شود.
کلمات همقافیه با «شابرقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر