معنی شائق
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) برابر است با تائق. به آرزوآورنده. || معشوق. || آرزومند. (منتهی الارب). آرزومند. مشتاق. شیّق. این کلمه را اغلب بمعنی مشتاق استعمال کنند. چنانکه گویند: به زیارتتان شائق بودم. ولی این استعمال خلاف نص لغت است و در زبان عربی بجای آن مشتاق و مشوق بر وزن مقول را بکار میبرند و شائق کسی را گویند که شخص به دیدن او مشتاق باشد. بطرس بستانی در محیط المحیط گوید: «شاقنی الحب الیه یشوقنی شوقاً هاجنی و حملنی علی الشوق فهو شائق وانا مشوق. و عبدالرحمان بن عیسی همدانی در کتاب الالفاظ الکتابیه چ بیروت ۱۸۹۸ م. ص ۱۴۹ گوید: الاشتیاق فعل المهتاج و الشوق فعل الهائج. (نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال اول شمارهٔ ۶ و ۷). و رجوع به شایق شود.
کلمات همقافیه با «شائق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئق» برای سرودن شعر