معنی شا
4 بازدید
(ترکی، اِ) چای یعنی رودخانه. (ناظم الاطباء).(اِ) شاه. (ناظم الاطباء). مخفف شاه است. رجوع به شاه و پادشاه شود.(ص) مختصر شاد است که از شادی باشد. (برهان). مختصر شادباش. (فرهنگ خطی). || گاه در اسماء اعلام جزء مؤخر را تشکیل دهد: احمشا، محمشا، فرخشا که در اصل: احمدشاد، محمدشاد، فرخشاد آمده است.(اِ) جای. جا. این معنی از زبان عبری است. (شعوری). || نام نوعی از درختان میوه دار است. و این معنی از زبان عبری است. (شعوری): «اصل» (موسی) بعبرانی موشا است. مو بمعنی آب است و شا بمعنی درخت . چه موسی را کنار آب و درخت یافتند. (المعرب جوالیقی ص ۳۰۲).
کلمات همقافیه با «شا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر