معنی شئز
6 بازدید
[ شَ ءْزْ ] (ع مص) هم خوابگی با زن. (از ذیل اقرب الموارد). نکاح. (از متن اللغة). آرمیدن با کنیزک. (از منتهی الارب) (از آنندراج). || درشت شدن جایگاه. (حاشیهٔ المصادر زوزنی چ بینش ص ۳۸۹). ستبر شدن جایگاه از سنگ و اما زمین که از گل سطبر شده است به آن ارض غلیظة گویند. (از متن اللغة). درشت گردیدن و بلند و سخت شدن جای و جز آن. || بی آرام شدن و ترسیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). بی آرام شدن. (المصادر زوزنی).[ شَ ءِ ] (ع ص) جای درشت سنگریزه ناک. بمعنی شأز. (از منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شئز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئز» برای سرودن شعر