معنی شؤم
7 بازدید
[ شُ ءْمْ ] (ع ص، اِ) شترهای سیاه. (از اقرب الموارد). شتران سیاه، بخلاف حضار که شتران سپیدند و لا واحد لهما. (از منتهی الارب).[ شُ ءْمْ ] (ع اِمص) ضد برکت. (از اقرب الموارد). بدفالی. || (ص) بدفال. نقیض یمن. یقال: رجل شؤم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شؤم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤم» برای سرودن شعر