معنی شؤبوب
6 بازدید
[ شُ ءْ ] (ع اِ) یک دفعه باران. ج، شآبیب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). باره ای از باران. (مهذب الاسماء). ژاله. (دهار). || حد هر چیز و شدت دفع آن. (ناظم الاطباء). حد هر چیزی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شدت دفع هر چیزی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پاره ای از ابر بزرگ. || قطره. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || آنچه اول ظاهر شود از خوبی چیزی. || سختی گرمی آفتاب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || خط و ارتفاع آفتاب. (منتهی الارب). خط شعاع آفتاب وقتی که بدان نظر کنند. || طریقهٔ آفتاب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شؤبوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر