معنی سیکنک
7 بازدید
[ کَ نَ ] (ص، ق) آهسته. (آنندراج) (غیاث) بلغت قاینات خراسان خاصه تون و طبس به معنی آهسته آهسته است و در سلک غزلیات حافظ شیرازی غزلی است که مطلع آن این است : دوشینه من پنهان شدم در قصر جانان سیکنک نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سیکنک. (از انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «سیکنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر