معنی سیکف
6 بازدید
[ سَ کَ ] (ع ص، اِ) کفشگر. (منتهی الارب). || موزه فروش. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سیکف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کف» برای سرودن شعر