معنی سیکران
7 بازدید
[ سَ کَ ] (معرب، اِ) بنج. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (از اقرب الموارد). شوکران. شیکران. (یادداشت مؤلف). بزرالبنج. (الفاظ الادویه). گیاهی است پیوسته سبز و دانهٔ آن را میخورند. (منتهی الارب). و تخم آن بزرالبنج و ماش عطار و خداع الرجال و ریشهٔ آن تب انگیز است. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سیکران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر