معنی سیورغامیشی
8 بازدید
[ سُ ] (مغولی، اِ) به مغولی به معنی نوازش و تلطف. (آنندراج). خیرخواهی. تلطف. عنایت. توجه. (ناظم الاطباء). التفات کردن. عنایت فرمودن. (فرهنگ فارسی معین): چون پسر را دیده است که با سیورغامیشی از حضرت با تو املاک و اسباب پدرش بدو مفوض فرموده اند. (جهانگشای جوینی). و هرکه در خدمت او بودند از ملوک و... بعنایت او مخصوص شدند و سیورغامیشی یافتند. (جهانگشای جوینی). از راه مرحمت و سیورغامیشی فرمودند که آنچه پیش از این هر کس تقریر کرده و نوشته. (جامع التواریخ). هولاکوخان او را [ حسام الدین را ] بسیار عاطفت و سیورغامیشی فرمود. (جامع التواریخ).
کلمات همقافیه با «سیورغامیشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر