معنی سیوح
6 بازدید
[ سُ ] (ع مص) رفتن در زمین جهت عبادت. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) جِ سیح. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به سیح و سیحان شود.
کلمات همقافیه با «سیوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر