معنی سینهگذار
5 بازدید
[ نَ / نِ گُ ] (نف مرکب) هر چیز که در سینه نفوذ کرده و از آن بگذرد. (ناظم الاطباء): سنان سینه گذارت برون شود آسان ز کوه آهن همچون ز پرنیان سوزن.سوزنی.
کلمات همقافیه با «سینهگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر