معنی سینهکش
6 بازدید
[ نَ / نِ کَ / کِ ] (نف مرکب) آنکه سینه را بر زمین یا چیز دیگر بساید. (آنندراج) (بهار عجم). آنکه به سینه راه رود: چون ابر بهاری بزمین سینه کش آید شوکت شده از بس که گران بار نگاهم. محمد اسحاق شوکت (از آنندراج). - سینه کش رو به آفتاب؛ در معرض آفتاب. (فرهنگ فارسی معین). - سینه کش کوه؛ شیب تند و تیز کوه. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سینهکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر