معنی سینهسوز
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (ن مف مرکب) جفادیده. رنج دیده. (ناظم الاطباء). سینه سوخته. || (نف مرکب) سوزندهٔ سینه. گدازندهٔ سینه : فرق بر و سینه سوز و دیده دوز و مغزریز دربار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ. منوچهری.
کلمات همقافیه با «سینهسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر