معنی سیم کشیدن
10 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) فساد و ریم و چرک زیادت در قرحه یا جراحتی برای مجاورت با هوایی یا آبی. سرخ شدن و برآمدن قسمتی از تن به علت ملاقات با آب آلوده یا هوای سرد. آماسیدن و بدتر شدن جراحت یا قرحهٔ بواسطهٔ التقاء با هوای سرد یا آب بد. (یادداشت بخط مؤلف). - سیم کشیدن زخم؛ آب یا باد برداشتن زخم گفته اند از بابت کزک کردن زخم. (آنندراج).[ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) کشیدن سیم برای تلفن یا برق. امتداد دادن سیم تلفن یا تلگراف و جز آن.
کلمات همقافیه با «سیم کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر