معنی واژه سیمی
6 بازدید
(ص نسبی) منسوب و متعلق بسیم. (ناظم الاطباء). ساخته از سیم. || نقره گین. سیمین. (ناظم الاطباء).(اِخ) مولانا سیمی از ولایت نیشابور بود و فضل بسیار داشت و در شعر و معما و انشاء، اهل این فنون که در عصر او بودند او را مسلم میداشتند و مشهور است که در یک روز دوهزار بیت گفته و نوشته و جهت سجع مهر خود این بیت را گفته و فرموده تا حکاک نقش کرده: یک روز به مدح شاه پاکیزه سرشت سیمی دوهزار بیت گفت و بنوشت اما غیر از این بیت شعر او در میان مردم کم است. به اسم نجم این معما از اوست: نمی گنجد ز شادی غنچه در پوست چو سیمی نسبتش با آن دهان کرد. (مجالس النفایس صص ۱۶ -۱۷). رجوع به تاریخ ادبیات ادوارد براون از سعدی تا جامی ترجمهٔ علی اصغر حکمت صص ۵۴۹ -۵۵۰ و تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی ص ۴۱۲ شود.