معنی سیلیخور
7 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) توسری خور. اسیر. گرفتار: تا چند زمین نهاد بودن سیلی خور خاک و باد بودن.نظامی.
کلمات همقافیه با «سیلیخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر