معنی سیلک
9 بازدید
[ لَ / لُ ] (اِ) سیکک است که کرم گندم ضائع کن باشد. (برهان) (آنندراج). کرمک گندمخوار. (ناظم الاطباء). اسم فارسی سوس الحبوب است که قمل الطعام نامند. (فهرست مخزن الادویه). || زردی در غله زار. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رجوع به سیسک و سیکک شود.
کلمات همقافیه با «سیلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر