معنی سیله
5 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ) مطلق گله و رمه را گویند از اسبان، آهوان، گوسفندان و امثال آنها. (برهان). فسیله است که گلهٔ گاو، گوسپند، اسب و آهو باشد. (آنندراج). شمس فخری فسیله را به معنی گله اسب وسیله را به معنی گله گاو گفته. (از فرهنگ رشیدی). قیاس شود با فسیله. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): به باغ اندر کنون مردم نبرد مجلس از مجلس به راغ اندر کنون آهو نبرد سیله از سیله. فرخی.
کلمات همقافیه با «سیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر