معنی سیلران
7 بازدید
[ سَ / سِ ] (نف مرکب) ابری که مانند سیل آب میریزد. (ناظم الاطباء). آنچه مانند سیل آب ریزد. بسیارآب : سگ دیوانه پاسبانم شد خوابم از چشم سیل ران برخاست.خاقانی. طوفان شود آشکار کز خون شمشیر تو سیل ران ببینم.خاقانی. در ماتم تو گشت مرا چشم سیل ران مانند دیدهٔ گهر و چشمهٔ سنان. درویش واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیلران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر