معنی سیلابدوانی
6 بازدید
[ سَ / سِ دَ ] (حامص مرکب) مجازاً، کرم کردن و بسیار بخشیدن. (آنندراج). سخاوت و داد و دهش بسیار. (ناظم الاطباء): ابر لطف تو بسیلاب دوانی محتاج من لب تشنه بیک قطره چکانی محتاج. محتشم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیلابدوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر