معنی سیلاب

معنی واژه سیلاب

0 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) سیل. (غیاث اللغات) (آنندراج). توجبه. لاخیز. جریان روانی تند و سریع آب. (ناظم الاطباء): رهایی خواهی از سیلاب انبوه قدم بر جای باید بود چون کوه. (ویس و رامین). از زبر سیل بزیر آمد و سیلاب شما گرچه زیر است رهش سوی زبر بگشائید. خاقانی. کنیزک خواست که آتش فتنه را بالا دهد و سیلاب آفت را در تموج آرد. (سندبادنامه ص ۷۷). آن دل که بود ز عشق خالی سیلاب غمش بزاد حالی.نظامی. سلطان چون ایشان را از دور بدید دانست که سیلابی عظیم است. (جهانگشای جوینی). گرچه کوه است مرد را از پای هم به سیلاب غم توان انداخت. سیف اسفرنگ. هر کجا باشند جوق مرغ کور بر تو جمع آیند ای سیلاب شور.مولوی. ببند ای پسر دجله چون آب کاست که سودی ندارد چو سیلاب خاست.سعدی. دور از رخ تو دمبدم از گوشهٔ چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت. حافظ. از حادثه لرزند بخود کاخ نشینان ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم.صائب. - سیلاب از سر گذشتن؛ از چاره گذشتن کاری. تمام شدن و خاتمه پیدا کردن : کنون کوش کآب از کمر درگذشت نه وقتی که سیلاب از سر گذشت.سعدی. سیلاب ز سر گذشت یارا ز اندازه بدر مبر جفا را.سعدی.
(اِخ) دهی است از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. دارای ۱۷۵ تن سکنه است. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، برنج، پشم و لبنیات می باشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنین از طایفهٔ طیبی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کره سنی بخش سلماس شهرستان خوی. دارای ۵۲۰ تن سکنه. آب آن از درهٔ دیرعلی و چشمه و محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزو دهستان شیرامین بخش دهخوارقان شهرستان تبریز. دارای ۴۶۴ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، بادام، انگور، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید