معنی سیفآباد
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران. دارای ۱۶۳ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ کردان. محصول آنجا غلات، چغندر قند، بنشن و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان قمرود بخش حومهٔ شهرستان قم. دارای ۲۳۰ تن سکنه. مذهب آنان تشیع است. آب آن از قنات و فاضلاب رودخانهٔ قم. محصول آنجا غلات، پنبه و صیفی است. شغل اهالی آن زراعت و کرباس بافی می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دودانگهٔ بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین. دارای ۶۰۶ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانهٔ ابهرچای. محصول آنجا غلات، کشمش، پنبه و کرچک است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سَ ] (اِخ) دهی است جزء بخش خرقان شهرستان ساوه. دارای ۳۰۳ تن سکنه. مذهب شیعه. آب آن از رودخانه و فرقان. محصول آنجا غلات، بنشن، پنبه، انگور و چغندر قند است. قشلاق چند خانوار از ایل بغدادی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سگوند بخش زاغهٔ شهرستان خرم آباد. دارای ۱۱۲ تن سکنه. آب آن از نهر جوی. محصول آنجا غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت است. ساکنین از طایفهٔ سگوند هستند و زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دارای ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ دز. محصول آنجا غلات، برنج و کنجد است. ساکنین از طایفهٔ عشایر بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنار شهر بخش بردسکن شهرستان کاشمر. دارای ۷۶۳ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، پنبه، زیره، سبزیجات و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. دارای ۷۱۶ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ سَ ] (اِخ) دهی است بمسافت یک فرسخ و نیم، میانهٔ جنوب و مشرق کازرون است. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «سیفآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر