معنی سیغ

معنی سیغ

7 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) آن دو بچه را گویند که میان آنها دیگری نزاده باشد. (منتهی الارب). بچه ای که پس از بچهٔ بدون واسطه زائیده شده باشد و دیگری میان آنها نبود. (ناظم الاطباء).
[ سَ ] (ع مص) آسان بگلو فروبردن شراب. (منتهی الارب) (آنندراج).
(ص) خوب. نیکو. نغز. (برهان) (جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). برابر است با سخ. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): برمکن برقع از آن رخسار سیغ تا برآید آفتاب از زیر میغ.عنصری. || (اِ) یک دسته از مردم. || یک دسته سپاهیان. || جماعت. || خانه ای که دارای چند دریچه باشد. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «سیغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید