معنی سیطره
9 بازدید
[ سَ طَ رَ ] (ع مص) برگماشته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (دهار) (مجمل اللغة). مراقبت و تعهد احوال کسی یا گروهی کردن. (از اقرب الموارد). || غالب گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). غلبه یافتن. تسلط یافتن. چیره گشتن. || (اِمص) غلبه. تسلط. چیرگی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سیطره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر