معنی سیسرون
8 بازدید
[ سِ رُ ] (اِخ) مارکوس تولیوس لاتینی کیکرو. خطیب و سیاستمدار نامدار رومی (متولد نزدیک آرپی نیوم ۱۰۶ و متوفی ۴۳ ق.م.). وی در آغاز جوانی شعر می سرود و بترجمهٔ ادبیات یونانی سرگرم بود. در ضمن به آموختن فنون نظامی پرداخت. و از هفده سالگی در جنگها شرکت جست و بعدها مدت دو سال بسیاحت مشرق گذرانید و در این سفر فلسفه و علوم ادبی را از فاضلان مشهور زمان فراگرفت در سال ۷۷ ق.م. به رم بازگشت. وی در ۶۳ ق.م. وارد میدان سیاست شد و به مقام کنسولی نایل آمد و خطابه های بلیغ در مدح و ذم اشخاص ایراد کرد. یولیوس قیصر چون بهیچ وسیله نتوانست او را با خود همراه کند بدشمنی وی برخاست، او را بجلای وطن مجبور ساخت. از آن پس سیسرون پیوسته با امواج حوادث کشور خود بالا و پایین میرفت تا سرانجام در سال ۴۳ ق.م. سر خویش را در سودای سیاست از دست داد. سیسرون گذشته از نطقهای مشهور کتابهای بسیار در معانی و بیان، فلسفه و اجتماعات نوشته که اگرچه غالباً ملهم از متفکران یونانی است، لیکن چنان فصیح و شیوا برشتهٔ تحریر درآمده که از سرمایه های بزرگ ادبی جهان بشمار میرود. وی متمایل به حکمت آکادمی است، اما در اخلاق شیوهٔ رواقیان دارد و در واقع از التقاطیون است. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سیسرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر