معنی سیسالک
8 بازدید
[ لَ ] (اِ) سیسالنگ. مرغکی که در کنار آبها نشیند و پیوسته دم جنباند. صعوه. (ناظم الاطباء). گونه ای پرندهٔ شکاری دورپرواز که جثه اش به اندازه سه برابر یک کبوتر است و دارای چشمی بسیار دوربین میباشد و اوجش نیز بسیار است. پرهای بدنش سفید و خالهای سیاه رنگند. سیسارک. شیشلنگ. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سیسالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر