معنی سیر و پر خوردن
8 بازدید
[ رُ پُ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) فراوان خوردن. بسیار خوردن : گرچند روزی سیر و پر میخوردمی انجیر را از قوت بازوی خود بگسستمی زنجیر را. میرزا اشتها (یادداشت بخط مؤلف). من که خوردم سیر و پر مرگی بیفتد توی لر قجر بمیرد گر و گر.(یادداشت بخط مؤلف). رجوع به سیر شود.
کلمات همقافیه با «سیر و پر خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر