معنی سیرک
5 بازدید
[ رَ ] (اِ مرکب) گیاهی که برگهای آن را چون در دست نرم کنند بوی سیر میدهد. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۰۹).[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومهٔ شهرستان مشهد. دارای ۱۵۶ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، چغندر، بنشن و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سیرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر