معنی سیرچشم
8 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص مرکب) مقابل گرسنه چشم. بی رغبت بچیزی. بی نیاز. که در آنچه بیند طمع نکند: دیدهٔ ما سیرچشمان شأن دنیا بشکند همچو جوهر نفس را آئینهٔ ما بشکند. صائب (از آنندراج). || راضی. خشنود. || جوانمرد. سخی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سیرچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر