معنی سیرم
7 بازدید
[ رُ ] (ا) تسمه و دوالی باشد سفید که چشمهٔ آن را کنده باشند بجهت آنکه نرم شود و از آن بند شمشیر کنند و بند کارد و خنجر و شکاربند پرندگان شکاری نیز سازند. (برهان) (آنندراج). دوال سفید که چشمهٔ آن را کنده باشند تا نرم شود. (فرهنگ رشیدی): سیرم پشتش از ادیم سیاه مانده زین کوهه را میان دو راه.نظامی. سیرم از پشت جدی نپسندم نسزد زآن دوال شه بندم. امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «سیرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر