معنی سیرش
4 بازدید
[ رَ ] (اِ) حجاب. نقاب. روبنده. خصوصاً روی پوش چین دار سرخ رنگی از پارچه های نفیس که بر سر عروس می اندازند. (ناظم الاطباء): الاختمار؛ سیرش برافکندن خود را. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «سیرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر