معنی سیراف
6 بازدید
(اِخ) شیلاب. شیل آب. ناحیه ای است در جنوب فارس که از شمال و مشرق ببلوک گله دار (فال قدیم) و از جنوب و مغرب به خلیج فارس و بلوک دشتی محدود است. مرکز آن بندر کنگان در ۲۳۶ کیلومتری مشرق بندر بوشهر است. سیراف در دورهٔ پیش از اسلام یکی از شهرها و بنادر مشهور و معتبر خلیج فارس بود و تا قرنهای سوم و چهارم هجری نیز شهرت داشت. خرابه های آن نزدیک بندر طاهری هنوز باقی است. (فرهنگ فارسی معین). نام شهری بوده قدیم در کنار دریای فارس. (برهان). شهری است به فارس و آن بزرگترین سواحل ایشان است و بنای آن از چوب سال است در کمال خوبی و استحکام. (منتهی الارب). شهری بزرگ و گرمسیر است و هوایی درست دارد و جای بازرگانان است و بارگاه پارس است. (حدود العالم). نام شهری است در کنار دریا در جانب جنوبی شیراز و اکنون خراب است جز یک محله از آن باقی نمانده و وی را بندر طاهری گویند و از توابع بندر کنگان است. (فارسنامهٔ ناصری). رجوع به آنندراج، معجم البلدان، فارسنامهٔ ابن البلخی صص ۱۳۶ -۱۳۷ و ابن خلکان ترجمهٔ ابوسعید سیرافی ص ۲۲۸، ۲۲۹، ۲۴۴، ایران در زمان ساسانیان ص ۱۰۷، نزهةالقلوب ص ۲۱۷، مزدیسنا ص ۲۲۱ و یشتها ج ۱ ص ۲۱۶ و ج ۲ ص ۲۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «سیراف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر