معنی سیرآب گردیدن
5 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) سیرآب شدن. رفع تشنگی کردن : بیشتر از آن مقدار که بخشکی بدان سیرآب گردد. (تاریخ قم ص ۶).
کلمات همقافیه با «سیرآب گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر