معنی سیرآب

معنی سیرآب

6 بازدید
(ص مرکب) سیراب. ضد تشنه یعنی کسی و چیزی که از آب سیر باشد. (آنندراج) (غیاث). ریان. (منتهی الارب) (دهار): ز تخم ستمکاره افراسیاب نباید که تشنه شود سیرآب.فردوسی. خوی گرفته لالهٔ سیرابش از تف نبید خیره گشته نرگس موژانش از خواب خمار. (منسوب به فرخی). زمین خشک شد سیرآب و باغ زرد شد اخضر هوای تیره شد روشن جهان پیر شد برنا. مسعودسعد. ماه دوهفته ندارد قد و چشم و رخ و زلف عرعر و نرگس سیرآب و گل سوری و آس. سوزنی. فردا به بهشت گشته سیرآب در کوثر مصطفات جویم.خاقانی. نمک در دیدهٔ بیخواب میکرد ز نرگس لاله را سیرآب میکرد.نظامی. چشمهٔ مهتاب تو سردی گرفت لالهٔ سیرآب تو زردی گرفت.نظامی. چو سیرآب خواهی شدن ز آب جوی چرا ریزی از بهر برف آبروی.سعدی. ترا حکایت ما مختصر بگوش آید که حال تشنه نمیدانی ای گل سیرآب. سعدی. آری نیلی کز اوست سبطی سیرآب خون شود آبش بکام قبطی ابتر.قاآنی. || تازه و آبدار. (آنندراج). شاداب : هر سؤالی کز آن گل سیرآب دوش کردم همه بداد جواب.عنصری. لؤلؤ سیراب اقاصی ثغور نواحی آن متبسم و از بوی گل... (ترجمهٔ محاسن اصفهان). دایم گل این بستان سیرآب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی.حافظ. || (اِ مرکب) غذایی است که از امعای حیوانات مثل بز و گوسفند با آب سازند و در آن سیر کنند و فقرا خورند. (آنندراج) (انجمن آرا). اشکنبه. شکنبه. سختو: بهر سیرآب و پاچه و سنگک خویشتن را زنند بر چنگک. یحیی شیرازی (از آنندراج). یکی ببوی کباب من آمده سرمست یکی ز کاسهٔ سیرآب من شده مخمور. بسحاق اطعمه.

کلمات هم‌قافیه با «سیرآب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «آب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید