معنی سیدان
6 بازدید
[ سَ یْ یِ ] (اِخ) بصیغهٔ تثنیه، حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء).[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش صومای شهرستان ارومیه. دارای ۳۶۲ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و توتون. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ سِ یْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان عقیلی بخش عقیلی شهرستان شوشتر. دارای ۵۰۰ تن سکنه. آب آن از کارون. محصول آنجا غلات، برنج و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سیدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر