معنی سیخکی
6 بازدید
[ خَ ] (ص نسبی) بمانند سیخ. همچون سیخ راست. || (اِ مرکب) آهنی نوک تیز که خر و گاو را بدان سک زنند تیز رفتن را. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سیخکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر