معنی سیب باباآدم
7 بازدید
[ بِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مهرهٔ حلقوم که در گلوی کودکان مراهق برآید و به تازی قردوحه نامند. (از ناظم الاطباء). در کتاب کالبدشناسی هنری تألیف کیهانی ص ۱۸۸ سیب آدم ضبط شده است.
کلمات همقافیه با «سیب باباآدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر