معنی سیبه
4 بازدید
[ بَ ] (ترکی، اِ) مأخوذ از ترکی... و آن خندقی باشد در پناه آن جنگ سازند. (غیاث) (آنندراج). دیواری از چوب و علف دور قلعه و شهر، چپر، سور. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به سیبا شود. || گلوله ای بود از زر احمر که پادشاهان در دست غلطاندندی، چنانکه بعدها لخلخلهٔ عنبرین به دست گرفتندی. (از الجماهر بیرونی ص ۲۳۵). || (اصطلاح ارتش) کتیبه. ستون. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سیبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر