معنی سیب‌زمینی

معنی سیب‌زمینی

7 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) گیاهی است از تیرهٔ بادنجانیان که دارای برگهای مرکب و بریده و گلهای سفید یا بنفش است. میوهٔ آن کوچک، کروی، قرمز، سته و سمی است؛ ولی دارای ساقه های زیرزمینی خوراکی است که حاوی اندوختهٔ نشاستهٔ فراوان است گلهایش پنج قسمتی (۵ گلبرگ بهم چسبیده و ۵ کاسبرگ بهم چسبیده است). تعداد پرچمها نیز ۵ است که بهم متصل شده و یک لولهٔ ۵ بساکی را ساخته اند و مادگی از وسط آن خارج شده است. این گیاه دارای رقمهای مختلف است که آنها را به زودرس، دیررس و میانه رس تقسیم میکند و برحسب استفاده این گیاه به سیب زمینی خوراکی، علوفه ای و صنعتی (جهت استفاده الکل یا نشاسته و یا قند) منقسم میشود. بطاطه. بطاطس. آلوی ملکم. (فرهنگ فارسی معین). - سیب زمینی ترشی ؛ گیاهی است پایا از تیرهٔ مرکبان که گلهایش شبیه گلهای آفتاب گردان است، ولی طبق گل آن کوچکتر از آفتاب گردان است و بعلاوه دارای غده های زیرزمینی بقطر ۴ تا ۵ سانتی متر و بدرازی ۱۵ سانتی متر است. غده های زیرزمینی سیب زمینی ترشی دارای اندوخته هایی بنام اینولین است. غده های سیب زمینی ترشی را در ایران جهت ساختن ترشی بکار می برند و بسیار مطبوع است. یرالماسی. قلقاص رومی. بیاض یرالماسی. - سیب زمینی شیرین ؛ گیاهی است از تیرهٔ نیلوفریان جزو راستهٔ دو لپه ئیهای پیوسته گلبرگ که دارای ساقهٔ خزنده و برگهای بنفش یا ارغوانی و یا سفیدرنگ است که دارای آرایش خوشه ای میباشند. اصل آن از آمریکای مرکزی است، ولی امروزه در اروپا (بخصوص فرانسه) و شمال آفریقا نیز کشت میشود... بطاطهٔ حلوه. جصیر. قلقاس هندی. - سیب زمینی هندی ؛ گیاهی است از راسته تک لپه ئیها جزو تیرهٔ نرگسیها که گاهی آنرا در دستهٔ جداگانه ای بنام تیره دیوسقوریاها قرار میدهند. گیاهی است پیچنده که دارای ساقه های زیرزمینی بسیار ضخیم با اندوخته نشاستهٔ فراوان است. در هندوچین، چین، ژاپن و هندوستان در اغذیه بجای سیب زمینی معمولی از آن استفاده میشود. بقنقومون. اغنام. پتاتهٔ هندی. دیوسقوریا. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «سیب‌زمینی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید