معنی سیاهیده
6 بازدید
[ دِهْ ] (نف مرکب) شرمنده ساز. (از فرهنگ رشیدی). شرمنده کن و خجل ساز یعنی شخصی که مردم را در گفتگو شرمنده و خجل سازد. (برهان) (آنندراج). || طاقت ده. || آرایش ده. (برهان) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || خلافت ده. (برهان) (آنندراج) (شرفنامه) (ناظم الاطباء): سیاهی ده خال عباسیان سپیدی بر چشم شماسیان. نظامی (از شرفنامه).
کلمات همقافیه با «سیاهیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر