معنی سیاهپستان
7 بازدید
[ پِ ] (ص مرکب) زنی که فرزند او نزید. (غیاث). زنی که فرزند او نماند و هر طفلی که شیر دهد بمیرد. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «سیاهپستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر