معنی سیاهسال
6 بازدید
(اِ مرکب) سالی که در آن امساک باران واقع شود. (آنندراج). خشک سال. (غیاث اللغات). سال بسی بی باران. (ناظم الاطباء): یک برگ سبز و یک گل سوری ببار نیست در این سیاسال امید بهار نیست. شیخ علینقی کمره ای (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سیاهسال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر