معنی سیاهرو
5 بازدید
(ص مرکب) بی آبرو. رسوا. بی عزت. (ناظم الاطباء). روسیاه. شرمنده : با اینکه از او سیاه رویم هم هندوک سیاه اویم.نظامی. رجوع به سیاه روی شود.
کلمات همقافیه با «سیاهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر