معنی سیاهخانه
8 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) کنایه از بندیخانه. (از فرهنگ رشیدی) (انجمن آرای ناصری) (شرفنامه). خانهٔ تاریک. خانه ای تاریک که زندانیان را در آن بند نهند: گیتی سیاه خانه شد از ظلمت وجود گردون کبودجامه شد از ماتم وفا.خاقانی. || کنایه از خانهٔ بی میمنت. (انجمن آرای ناصری) (فرهنگ رشیدی). خانهٔ نامبارک. (شرفنامه). || خیمهٔ صحرانشینان. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج) (انجمن آرا): سیاه خانه و عیدان سرخ بر دل من حریف رضوان بود و حدائق اعناب. خاقانی. وقتی ناقه ای گم کردم و به جستجوی آن بر ناقهٔ دیگر سوار شده و روان گشتم شب به سیاه خانه ای رسیدم. (از شاهد صادق).
کلمات همقافیه با «سیاهخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر