معنی سیاهآب
7 بازدید
(اِ مرکب) مروارید که رنگ او بسیاهی زند. (جواهرنامه). || آبی که از زمین های باطلاقی زهد و با آن مزارع را آبیاری توان کرد. فاضل آب زراعت که زمین را باطلاق کند. نهر یا رودی که از زه کشی حاصل آید. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سیاهآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر